ناصر الدين شاه قاجار
44
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
شب را بعد از شام قرق شد ، نقال آمد ، قدرى نقل گفت ، بعد خوابيديم Tadj Gollemoitier محمد تقى خان شمرانى با پسرش امشب پيدا شدند . روز سهشنبه 9 [ شوال ] صبح از خواب برخاسته رفتم حمام . بعد سوار شده ، باد شديدى بسيار بسيار سرد مىآمد ، كالسكه را دير آوردند ، بسيار اذيت كرد . بعد سوار كالسكه شدم . رانديم از جنگل براى دير ، اما به دير نرسيده در جنگل به ناهار افتاديم . طولوزون ، يحيى خان روزنامه خواندند . همهء پيشخدمتها بودند . مصاف سر سوارى آمد ، فضولى كرده اسبدوانى كرد . بعد از ناهار سوار شديم رو به سياهپرده ، امين خلوت و كاشيها ، صاحب جمع و تازىها ، نفر و كله كوها ، همه رفتهاند . امروز به كوير 49 و آخر جنگل ، متصل دستهدسته آهو بود كه از طرف آنها گريخته ، به سياه پرده مىآمد . اما باد پدرسوخته نمىگذاشت شكار بشود . خلاصه من ، ميرشكار ، سياچى ، ابراهيم خان ، آقا كاستينگر خان ، قهرمان خان ، آقا وجيه ، آبدار رفتيم جلو ، سوارهها عقب ماندند ميرشكار را هم براى يك دسته آهو پرت كردم رفت ، نتوانست كارى بكند . من دو دفعه جلوگرفتم ، تفنگ نينداختم ، نشد بيندازم ، بعد يك دسته آهو از چپ به راست آمد ، اسب انداختم دماغش را خوب بريده رسيدم نزديك در ، تاخت ، پرزور . با تفنگ تهپر 4 پاره انداختم ، به تكهء بزرگ خورد ، قدرى راه رفت . تازىدارهاى ما رسيده تازى كشيدند ، ده قدم برده گرفت . رسيديم تكه ده سالهء بسيار خوبى بود ، با وجود باد شديد الحمد لله شكار خوب شد . بعد ديگر شكار نرفته به كالسكه نشسته راندم . نزديك اردو يك آهو درآمد ، ماده ، بسيار خسته و مانده ، همهء سوارهها دوانده تفنگ زياد انداختند نخورد . سياچى ، آقاوجيه و غيره تازى كشيدند . سياچى آمد كه تازى يورقه